| در معنای آیه مبارکه خاتم النبیین و حدیث لا نبی بعدی |
|
|
|
|||||||||||

آیا یک مسلمان آزاد است دین خود را با تحقیق انتخاب
نماید یا باید و اجبارا مسلمان باشد
و اگر حق انتخاب دارد بغد از انتخاب دین دیگر کافر یا مشرک
تلقی میشود
از تآخیر در پاسخ به شما عذر میخواهم
اندکی در قضاوت در مورد ما عجله به خرج دادید چون علت عدم پاسخگوئی تنها جواب نداشتن نیست و از مشکلات فنی گرفته تا گرفتاریهای شخصی ممکن است پاسخگوئی را به تأخیر اندازد علی الخصوص که شما آدرس ایمیلی هم به ما ندادید
بگذریم در خصوص سوال اولتان با یک مثال مطلب را توضیح میدهم
شما میدانید که هر شخص لیسانسه ای دیپلم هم دارد ، اگر بگوئیم دیگر در این اداره هیچ شخص دیپلمه ای استخدام نمیکنیم آیا منظورمان این است که لیسانسه ها را هم استخدام نمیکنیم چون دیپلم هم دارند؟
مطلب دوم شما مربوط به یک اصل اعتقادی بهائی در رابطه با تنزیه مطلق خداوند از اسماء و صفات است به این تعبیر همانگونه که در کتاب اقدس نیز ذکر گردیده مظاهر الهیه ( پیامبران) به منزله نفس خداوند در عالم امر و عالم خلق هستند و آنچه که از صفات و اسماء ذکر میگردد لایق نسبت دادن به ذات الهی نیست چون غیب منیع لایدرک ، قابل درک و وصف نیست پس هر آنچه میگوئیم به خلق کامل او یعنی آن روح قدسی که منشا ظهور پیامبران است راجع میگردد
بنابر این نه به آن جهت که انسانی را خدا میدانیم بل بدان سبب که خداوند را مقدس از صفات میشناسیم، مظاهر مقدسه را تنها موجودات لایق آن اسما و صفات میشماریم
امیدوارم که پاسخ بنده کمی از ابهامات شما را رفع نموده باشد
در قسمت پرسشها و پاسخها ذیل موضوع ادعای الوهیت نیز مطالبی ذکر گشته که ممکن است مفید باشد
موید باشید
خاتم بر وزن فاعل از مصدر ختم به وزن فعل است و ختم یعنی تمام کرد ، و خاتم یعنی تمام کننده اعراب بر روی انگشتر های خودشون اسم را حک مینمودند و آخر نامه میزدند و به همین جهت انگشتر خاتم اسم گرفته عزیزم
امیدوارم که این مطلب رو بزاری و اگر راستی میگی جواب بدی
جناب کسروی کتابی بنام شیعه گری هم دارند اگر سخنان ایشان بنظرتان قابل قبول است سری هم به این کتاب ایشان بزنید
در پاسخ به مطالب و اتهاماتی که آقای کسروی در کتابشان آورده اند تاکنون جوابهای زیادی نوشته شده که متأسفانه در کشور ایران مجوز نشر نمی یابند
ان شاءالله متن یکی از آخرین کتابهائی را که در این خصوص نوشته شده بز ودی بر روی سایت خواهیم گذاشت
در مورد اعراب خاتم بد نیست سری به قرآن کتابخانه خودتان بزنید و با چشم خودتان ببینید که چگونه نوشته شده
برای مطالعه بیشتر در این مورد بد نیست مقاله خاتمیت در همین سایت را نیز مطالعه بفرمائید احتمالا پاسخ سوال خود را خواهید یافت
موید باشید
سایت شما از نظر من سایت فوق العاده خوب و سودمندی است. من بهائی هستم و از مطالب شما خیلی استفاده کردم.
با تشکر
در زیارتنامه ای از حضرت امیر (ع) در مفاتیح الجنان آمده است : قل السلام علی محمد رسول الله خاتم النبیین و سید المرسلین و صفوة رب العالمین امین الله علی وحیه و عزائم امره والخاتم لما سبق والفاتح لما استقبل یعنی بگو سلام برمحمد فرستادۀ خدا، خاتم انبیا و سرور رسولان و امین خداوند در وحی و ارادۀ او و خاتم برگذشته گان و راهگشای آیندگان.
در آیه 79 سوره بنی اسرائیل می خوانیم: سنة من قد ارسلنا قبلک من رسلنا و لا تجد لسنتنا تحویلا (سنت آنان که بتحقیق فرستادیم قبل از تو رسولانمان را و نیابی مر سنت ما را تغییری). در آیه 75 سوره حج میفرماید: الله یصطفی من الملائکة رسلا و من الناس ان الله سمیع بصیر( خداست که از میان فرشتگان و آدمیان رسولانی بر می گزیند، که همانا خدا(به سخن عالمیان) شنوا و (به لیاقت آنان) بیناست). و در آیه 2 سوره نحل آمده است: ینزل الملئکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا انه لا اله الا انا فاتقون (خدا فرشتگان روح را به امر خود بر هر یک از بندگان بخواهد میفرستد تا او مردم را اندرز داده و از عقوبت شرک بخدا بترساند و به شما بندگان بفهماند که عالم را جز من خدایی نیست پس از عقاب من بترسید). همچنین، در آیه 15 سوره غافر آمده است: رفیع الدرجات ذوالعرش یلقی الروح من امره علی من یشاء من عباده لینذر یوم التلاق ( که او دارای مراتب رفیع و صاحب عرش عظیم است، روح را به امر خود بر هر که از بندگان بخواهد می فرستد تا خلق را از روز قیامت بترساند). در آیه 109 سوره کهف آمده است: قل لوکان البحر مداد الکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا (بگو که اگر دریا برای نوشتن کلمات پروردگارمن مرکب شود پیش از آنکه کلمات الهی به آخر برسد دریا خشک می شود هر چند دریای دیگری باز ضمیمه آن بنماید). و درآیه 27 سوره لقمان می خوانیم: و لو ان ما فی الارض من شجرة اقلام و البحر یمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت کلمات الله ان الله عزیز حکیم ( و اگر هر درخت روی زمین قلم شود و آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر به مدد آید از بعد آن باز هم نگارش کلمات خدا نا تمام ماند همانا خدا را اقتدار و حکمت است). در آیات 34 و 35 سوره اعراف آمده است: ولکل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة و لایستقدمون. یا بنی آدم اما یاتینکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتیفمن اتقی و اصلح فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون (هر قومی را اجل و دوره معینی است که چون فرا رسد لحظه ای مقدم و موخر نتوانند کرد. ای فرزندان آدم چون پیغمبرانی از جنس شما بیایند و آیات مرا برای شما بیان کنند پس هر که تقوی پیشه کرد و به کار شایسته شتافت هیچ ترس و اندوهی بر آنها نخواهد بود).
در جلد سیزدهم بحار الانوار صفحه 195 آمده است: عن ابی بصیر قال قال ابو جعفر (ع) یقوم القائم بامر جدید و کتاب جدید و قضا جدید علی العرب شدید لیس شانه الا بالسیف لا یستنیب احدا و لا تاخذه لومة لائم ( ابو بصیر از حضرت امام محمد باقر علی السلام روایت می کند که فرمود قائم به امر جدید و کتاب جدید و قضاوت جدید قیام می کند، بر عرب سخت است شان او جز شمشیر نبوده و جانشین انتخاب نمی کند و ملامت ملامت کنندگان در او اثری نخواهد داشت. همچنین، در اربعین می فرماید: یظهر من بنی هاشم صبی ذو کتاب جدید فیدعو الناس و لم یجبه احد و اشر اعدائه العلماء فاذا حکم بشیء لم یطیعوه فیقولون هذا خلاف ما عندنا من ائمة الدین ( صبی از بنی هاشم ظاهر میشود که صاحب کتاب جدید است پس مردم را دعوت می کند و کسی او را قبول نمی کند اکثر دشمنانش از علما خواهد بود چون حکم به چیزی بدهد می گویند این خلاف آنست که در پیش ما از ائمه دین است). در صفحه 194 مجلد سیزدهم بحار الانوار آمده است: عن عبدالله بن عطا قال سئلت ابا جعفر الباقر فقلت اذا قام القائم بای سیرة یسیر فی الناس فقال یهدم ما قبله کما صنع رسول الله و یستانف الاسلام جدیدا ( عبدالله بن عطا می گوید از امام جعفر باقر سوال کردم سیرت قائم چگونه خواهد بود، فرمود مثل حضرت رسول ادیان ماقبل خود را ویران و اسلام جدیدی تاسیس خواهد کرد). در مهدی موعود، از ابن ماجه از امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) روایت کرده که فرمود: پیغمبر (ص) عرض کردم: آیا مهدی از ما آل محمد است یا از نسل دیگران می باشد؟ پیغمبر (ص) فرمود: از ما است خداوند دین خود را بوسیله او ختم کند چنانچه بوسیله ما گشود. شیخ حسن العدوی در کتاب مشارق الانوار از حضرت رسول اکرم چنین نقل میکند: مهدی از ما اهل بیت است و به او دین اسلام ختم می شود چنانچه بواسطه ما افتتاح شد. مولانا علی القاری از ائمه حنفیه در کتاب اوصاف مهدی چنین مینویسد: امیرالمومنین از رسول الله پرسید آیا از ما هست مهدی یا از غیر ما. فرمود بلی از ما است، از سلاله اهل بیت، بوسیله او خداوند ختم میکند دین اسلام را چنان چه بوسیله ما افتتاح نمود. شیخ صدوق در کتاب خصال از اصوا اربعماة از امیر المومنین (ع) روایت نموده که فرمود: خداوند دین را بوسیله ما گشود و هم بوسیله ما ختم میکند بوسیله ما خدا آنچه را بخواهد محو می کند و هر چه بخواهد باقی می گذارد، بوسیله ما سختی زمانه را بر طرف میسازد و باران فرو میفرستد پس غره مشوید و از خدا دور نگردید. همچنین در صفحه 487 جلد دوم اصول کافی آمده است: الحسين بن محمد الاشعري، عن معلى بن محمد، عن الوشاء، عن أحمد بن عائذ عن أبي خديجة، عن ابي عبدالله (عليه السلام) أنه سئل عن القائم فقال: كلنا قائم بأمر الله، واحد بعد واحد حتى يجيئ صاحب السيف، فإذا جاء صاحب السيف جاء بأمر غير الذي كان، یعنی ابو خدیجه از امام صادق علیه السلام راجه بامام قائم علیه السلام پرسید، حضرت فرمود: همه ما قائم به امر خدائیم، یکی پس از دیگری تا زمانیکه صاحب شمشیر بیاید چون صاحب شمشیر آمد، امر و دستوری غیر از آنچه بوده می آورد (جاء بأمر غير الذي كان). و در جلد 52 بحار الانوار، صفحه 294 آمده است: ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود: "... والله لکأنی أنظر إلیه بین الركن والمقام یبایع الناس على كتاب جدید ... یعنی، به خدا سوگند! گویا نظر مىكنم به مهدى در بین ركن ومقام كه با مردم بر كتاب جدید بیعت مىكند...". در ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار توسط مرحوم حسن بن محمد ولی ارومیه رحمة الله علیه، در صفحه 550 آمده است: " شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از طالقانی او از جعفر بن مالک او از حسن بن محمد سماعه او از احمد بن حرث او از مفضل بن عمر از صادق (ع) او از پدرش (ع) روایت نموده که آنحضرت فرمود که در وقتیکه قائم (ع) قیام میکند این آیه را تلاوت می فرماید (( ففررت منکم لما خفتکم فوهب لی ربی حکما و جعلنی من المرسلین)) یعنی از شما گریختم در وقتیکه از شما ترسیدم پس پروردگار من شریعتی و نبوتی بمن عطا فرمود و مرا از جمله فرستادگان گردانید". در صفحه 338 جلد 52 بحار الانوار از امام صادق علیه السلام روایت شده: اذا قام القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول الله صلی الله علیه و آله فی بدو الاسلام الی امر جدید، یعنی وقتی که قائم علیه السلام قیام نماید، چیز جدیدی می آورد چنانچه در بدو اسلام رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را به سوی امر جدیدی فرا می خواندند. در جلد 52 بحارالانوار، صفحه 230 از امام باقر (ع) روایت شده است: "...هر گاه مهدى خروج كند به امر جدید وكتاب جدید وسنت جدید... قیام خواهد كرد". و در کتاب حضرت مهدی (عج)، فروغ صفحه 111 آمده است: امام صادق علیه السلام فرمود: " هنگامی که قائم (عج) خروج می کند، فرمان نو، کتاب نو و روشی نو و قضاوت نو می آورد".
در مورد اشاره به اسم " بهاء" در آثار اسلامی، در مفاتیح الجنان در دعای اعمال سحرهای ماه مبارک رمضان میخوانیم:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهآئِكَ بِاَبْهاهُ، وَكُلُّ بَهآئِكَ بَهِىٌّ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِبَهآئِكَ كُلِّهِ ...
همچنین در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم نیز به " بهاءالله" اشاره می رود که شیخ احمد احسائی در رسائل خود، با استناد به احادیث اسلامی، مدام بدان اشاره می کند که: هر چه در قرآن است در بسم الله است و هرچه که در بسم الله است در باء بسم الله است(طبق حدیثی از حضرت علی (ع) سرّ البسمله فى الباء، یعنی سرّ بسمله در باء است) و "ب" عبارت است از بهاءالله (طبق حديثی از امام صادق الباء بهاءالله ). درنتیجه، بهاءالله از اسماء الهی و اسم اعظم خداوند است که جامع همه صفات حق میباشد. (برای اطلاع بیشتر به مقاله تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم، تألیف دکتر نادر سعیدی مراجعه فرمائید)
شیخ احمد احسائی در تفسیر سوره توحید، به در خواست سید محمد بکاء می نویسد: "علم بالنّص انّ هذهالسّورة تسمّى نسبة الرّب کما رواه فىالتّوحيد عنّ الصّادق(ع) قال: انّ اليهود سألوا رسول الله(ص) فقالوا انسب لنا ربّک فلبث ثلاثأ لايجيبهم ثم نزلت قل هوالله احد الخ. دلّ ذلک علی انّ البسمله مشتملة علی النّسبة الا انّها علی جهة الباطن و التّأويل. والاشارة الی ذلک علی سبيل الاقتصار هو انه روى عنالصّادق (ع) الباء بهاءالله والسّين سناءالله والميم مجدالله." (شيخ احمد احسائى، رسائل، ص ١٣٥) یعنی: معلوم است از طريق نصّ که اين سوره را ميتوان "نسبت رب" ناميد چنانکه در توحيد از قول امام صادق روايت شدهاست که يهوديان از حضرت رسول (ص) خواستند که خدايت را براى ما منسوب کن. در پاسخ به اين سؤال حضرت محمّد (ص) سه بار سکوت نمود و آنگاه شروع به تلاوت اين آيهٴ قرآن کرد قل هواللّه احد الخ. اين امر دلالت ميکند که بسمله شامل نسبت است امّا از طريق باطن و تأويل و بطور خلاصه حضرت صادق معناى آنرا باشاره چنين بيان فرمودهاست که باء بهاءالله .سين سناءالله و ميم مجدالله است.
اما اینکه اسم اعظم الهی در بسم الله نهفته است نیز در حدیثی از امام رضا (ع) ذکر شده است که شیخ احمد احسائی در آثار خود به آن اشاره میکند:
ثمّ اعلم ان البسمله اسمالله الاعظم و فىالدّعا اسألک باسمک الله الرّحمن الرّحيم و انّما قال الرّضا(ع) انّ بسمالله الرّحمن الرّحيم اقرب الی الاسم الاعظم من سواد العين الی بياضها لانّ لفظ البسملة الاسم اللّفظى الّذى هو سواد العين اقرب الی الاسمالمعنوى الّذى هو بياض العين و التمثيل مأخوذ من ظاهرالظاهر فان البياض عبارة عن البساطة والسّواد عن التّرکيب ... ( رسائل، ص، ١٣٧_ ١٣٦)یعنی، بدان که بسمله اسم اعظم خدا است چنانکه در دعا آمدهاست ترا سؤال ميکنم به اسمت که الله الرّحمن الرّحيم است و حضرت امام رضا(ع) فرمودهاست که بسمالله الرّحمن الرّحيم بالنّسبه به اسم اعظم نزديکتر است از سياهى چشم به سپيدى آن چرا که لفظ بسمله اسمى لفظى است که معادل سياهى چشم است که به اسم معنوى که معادل سپيدى چشم است نزديکترين چيز ميباشد. و اين تمثيل از ظاهر ظاهر گرفته شدهاست چرا که سفيدى علامت بساطت است و سياهى علامت ترکيب ...
حضرت باب نیز در تفسیر خویش از حضرت علی (ع) چنین نقل میفرمایند:
قال علی (ع) سرّ البسمله فى الباء و سرّالباء فىالنّقطه و اناالنقطة تحت الباء وفىالحديث ظهرت الموجودات من باء بسمالله الرّحمن الرّحيم. یعنی: حضرت علی (ع) فرمود که سرّ بسمله در باء است و سرّ باء در نقطه است و من نقطهٴ در ذيل باء هستم. و در حديث ديگر آمدهاست که همهٴ موجودات از باء بسمالله الرّحمن الرّحيم خلق شدهاند.
اما در آثار انبیای بنی اسرائیل نیز در باب ظهور موعود ( یا رجعت مسیح) در زمان آخر که از شرق واقع میشود اشارات زیادی به " جلال خداوند = بهاءالله " شده است.
اشعیای نبیل مینویسد: و جلال خداوند مکشوف گشته، تمامی بشر آن را با هم خواهند دید زیرا که دهان خداوند این را گفته است(اشعیا باب 40 آیه 5). و باز مینویسد: زیبائی کرمل ( ببینید مکان را چقدر دقیق ذکر میکند!) و شارون ... جلال یهوه و زیبائی خدای ما را مشاهده خواهد نمود (اشعیا باب 35 آیه 2).
و همچنین مینویسد: بر خیز و درخشان شو زیرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گردیده است (اشعیا باب 60 آیه 1).
حزقیال نبی نیز مینویسد: و اینک جلال خدای اسرائیل از طرف مشرق آمد ... و زمین از جلال او منور گردید ( حزقیال باب 43 آیه 2). و همچنین مینویسد: پس جلال خداوند از راه دروازه ای که رویش به سمت مشرق بود به خانه در آمد ( حزقیال نبی باب 43 آیه 4).
یوحنای نبیل نیز از رویایش با این کلمات سخن می گوید: و شهر مقدس اورشلیم جدید را دیدم که از جانب خدا از آسمان نازل می شود ... و شهر احتیاج ندارد که آفتاب یا ماه آن را روشنائی دهد زیرا که جلال خدا آن را منور می سازد ...( مکاشفات باب 21 آیه 1 و 2 و 23).
و حبقوق نبی می گوید: " زیرا که جهان از معرفت جلال خداوند مملو خواهد شد به نحوی که آبها دریا را مستور می سازد ( حبقوق باب 2 آیه 14).
شده است به صورت موروثی به اینجا کشیده شده است.من دریک نظرسنجی که از عموم مردم چه باسواد
وچه کم سوادداشتم متوجه شدم که نودونه درصد مردم از
مفاهیم کلیدی قران مجیدبیخبرندبنابراین لازمه ی شناخت
آیین نو گسترش این استدلالهای متین به صورت فایلهای
است تابتوان آنرا به راحتی دردسترس همگان گذاشت و
این میشود آغازی برای اندیشیدن.البته این خبرخوب را
هم بدهم که خوشبختانه پایه های خرافه به شدت درحال
فروریختن است ومردم آنقدربدی ازسردمداران دین رایج
دیده اندکه دیگراعتقادی به آنها ندارندامادراین خلاءباید
کاربایسته ای صورت بگیردتا حق راازناحق بیابند/سپاس
ضمنا چرا از معجزات پیامبر قلابی خود نمی نویسید؟ ایشان چه کرامات و معجزاتی داشته اند؟؟؟
اگر با آرامش بیشتری مطالب ارائه شده را مطالعه فرمائید اینگونه بر ما خشم نخواهید گرفت و پیشداوری نخواهید نمود
نمیدانم استناد شما به کدام مطلب است که فرموده اید سفسطه صورت گرفته . تا آنجا که بنده حضور ذهن دارم درمورد خاتمیت به بیان حضرت علی استناد گردیده که خود را خاتم الوصیین نامیده اند و اگر معنای خاتم همان باشد که در مورد خاتم النبیین میگوئید پس حضرت علی هم آخرین وصی یا امام بوده اند و نبایست بعد از ایشان امامت ادامه پیدا میکرد
در خصوص بشارت به حضرت محمد اگر واقعا سندی دارید که جائی نامی از حضرت محمد در آثار پیامبران پیشین آمده ذکر فرمائید تا بتوانیم به کمک آن همه مسیحیان و یهودیان را مسلمان کنیم. بنده مصرا از شما خواهشمندم که مرجع این بشارت را دقیقا به بنده معرفی فرمائید. اما اگر منظورتان همان اشاره مبهم به آمدن پارکلیت یا بقول اعراب فارقلیط است که در یکی از انجیلهای نامعتبر بنام برنابا آمده ، ظاهرا مسیحیان هیچگونه شباهتی بین این نام و نام پیامبر اسلام نمیبینند
ولی به خلاف باور شما در احادیث اسلامی با صراحت حیرت آوری زمان و مکان ظهور و حتی نام موعود ذکر گردیده که اگر قدری صرف وقت فرمائید بعضی از آنها را در قسمت بشارات ظهور در همین سایت خواهید یافت
اگر زحمتی نیست مروری هم بر مقاله خاتمیت در سایت ما بفرمائید و نظرتان را بگوئید
درباره معجزات در قسمت پرسشها و پاسخها به دوست عزیز دیگری پاسخ داده شده اگر پس از مطالعه آن باز هم ابهامی داشتید مطرح فرمائید
مطمئن باشید که ما نیز جز حقیقت و هدایت الهی بدنبال چیز دیگری نیستیم و شاهد ما به ملاک صدقی که قرآن بیان فرموده " فتمنوا الموت ان کنتم صادقین" همین بس که تا پای جان بر اعتقاد خود ایستاده ایم و اعدام و حبس و زجر و محرومیتهائی که از بدو ظهور بر مومنین وارد گردیده ایشان را از ایمان و ستایش حق باز نداشته
امیدواریم که خداوند صراط مستقیم خویش را بر همه بندگانش پدیدار سازد
موید باشید
اين آقايان بهتر از هر كس ديگري ميدانند تمام بشارات در كتب مقدسه قبل به وضوح آشكار شده و دليلي بر رد اين آئين از نظر بشارات وجود نداردو براي همين معندين از راه ديگري وارد ميشوند و آن راه همانا به چالش كشيدن تمام احاديث مربوط به ظهور و جمع آوري و تحريف در كتب مرجع حديث خودشان!!!!! مينمايند. مثال بسيار واضح. كتاب بحارالانوار جلد 13 آن چاپ شده در سال 1384 با همين كتاب چاپ شده در سال 1362 از نظر تعداد صفحات و تعداد احاديث بسيار تفاوت دارد. زيرا جلد 13 بحارالانوار تمام مربوط به احاديث مربوط به ظهور قائم است. تفاوت بين اين دوئ كتاب يكسان اما چاپ شده در سالهاي مختلف ما را به اين نتيجه ميرساند كه خود آقايان بهتر از هر كسي ميدانند حقانيت اين آئين در كجاها به اثبات ميرسد.
دوستدار شما 25 ساله از تهران
mXcomment 1.0.7 © 2007-2008 - visualclinic.fr
License Creative Commons - Some rights reserved
مطالب منتخب
- علل استمرار ارسال پیامبران از جانب خداوند و ظهور ادیان
- سخنی با هموطنان عزیز
- تاریخ مختصر حیات حضرت باب
- اصول اعتقادات بهائی
- کشور مقدّس ایران در نظر بهائیان
- فعالیتهای بینالمللی جامعهء بهائی در زمینهء وحدت و رفاه عالم انسانی
- استدلالات نقليّه از کتب مقدّسه و سه فصل از دانيال
- خاتمیت
- دیانت بهائی، آئینی آینده بین
- نظر برخی از دانشمندان، بزرگان و مستشرقین عالم درباره دیانت بهائی


