اين يوم مبارک به حقّ منسوب و در آن ظاهر شد آنچه که چشم عالم شبه آن را نديده . نعمت بيان ظاهر و مائده عرفان نازل و بحر جود موّاج و آفتاب علم الهی از افق سماء برهان مشرق
حضرت بهاءالله

 
آئین بهائی چاپ ايميل
(106 :مجموع راي ها)
  
نوشته شده توسط : مدیر سایت

دیانت جهانی بهائی

دیانت بهائی، یک دیانت جهانی است و هدفش اتحاد جمیع نژادها و ملیتها در یک آرمان بین المللی و دیانت واحد می باشد. تجدید و تکامل ادیان از اصول این آئین است زیرا در هر زمان مقتضیات جامعه بشری تغییر می پذیرد و در هر عصری دینی جدید موافق با مقتضیات و نیازمندهای جهانیان ظاهر می گردد. بـهائیان پیروان حضرت بـهاءالله هستند و معتقدند که ایشان، جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و بالاخره حضرت محمد است و رسالتش برای ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. محور تعالیم دیانت بـهائی وحدت عالم انسانی است یعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به یگانگی رسند و همه در ظلّ یک جامعه جهانی درآیند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بیمانند نیروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پیشین سبب جدائی و اختلاف میان اقوام و طبقات و ادیان و ملل عالم گشته است از میان بردارد و مهمترین کاری که امروز بشر باید به آن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است. یکی از اهداف و مقاصد دین بـهائی بذل  همت و مساعدت در این مسیر است. از این روی امر بـهائی جامعه‌ی جهانی مرکّبی بیش از 7 میلیون نفر از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعالیم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسم بخشیده است. آزمایشی که بهائیان در این راه گذرانده اند سبب تشویق کسانی است که از همین راه می پویند و نوع انسان را اعضاء یک خاندان و کره زمین را یک وطن می دانند.

 

Aeene Bahai

جمعی از بهائیان از نقاط مختلف جهان

 

   اصول و تعالیم حضرت بهاءالله


حضرت بـهاءالله ما را به وحدانیت پروردگار تعلیم داده یعنی که خدا یکی است و اوست که پی در پی اراده خویش را در ظهور پیغمبران در هر زمان بر نوع انسان ظاهر ساخته است و پیغمبران نیروی اصلی در تمدن بشری در طول تاریخ بوده‌اند.


پیامبران آسمانی واسطهء بین خدا و خلق‌اند و  از یک منشاء برای تربیت و ترقی نوع بشر آمده‌اند، مردمان جهان ادیان را بکلی جدا از یکدیگر می دانند ولی در نظر بهائیان مقصد جمیع فرستادگان یزدانی یکی است و آن رساندن بشر به بلوغ روحانی و معنوی او است. حال زمان ما زمانی است که انسان به مرحله بلوغ وارد گشته و وحدت خاندان بشری و بنای جامعه‌ای جهانی و صلح عمومی امکان پذیر شده است. برای وصول به هدف وحدت عالم انسانی از جمله تعالیمی که امر بهائی ترویج می کند عبارت است از:
 
•     ترک جمیع تعصّبات
•     تساوی جمیع حقوق و امکانات برای زن و مرد
•     تعدیل معیشت و از میان بردن افراط و تفریط در فقر و ثروت
•     تعلیم و تربیت عمومی
•     تحرّی حقیقت یعنی هر کس خود باید به جستجوی حقیقت پردازد و از تقلید دست بردارد.
•     ایجاد جامعه متّحدالمنافع جهانی
•     مطابقت دین با علم و عقل
 


 

راهی برای زندگی 

حضرت بهاءاللّه به ما چنین تعلیم داده است که انسان همانند "معدنی است که در آن گوهرهای گرانبها نهفته است" خود انسان از این گنج شایگان بی‌خبر است تا چه رسد به دیگران.  هدف از زندگی انسان آن است که استعدادهای نهفته‌اش را پرورش دهد تا هم خود از آن برخوردار گردد و هم در خدمت عالم انسانی ان را بکار برد. حضرت بهاءاللّه فرموده است که زندگی در این جهان مانند زندگی جنینی کودک در رحم مادر است و اعضاء بدن انسان در عالم رحم رشد می کند اما هرچند آن اعضا در عالم جنین بکار نمی آید ولی رشد و نموش لازم است تا کودک پس از تولد در این عالم آنها را بکار برد و ناقص نباشد. بدین گونه، نیروهای اخلاقی و عقلی و روحانی، اعضاء و جوارح روح ما در این عالم است. روح پس از خروج از این عالم تا ابد در عوالم الهی باقی و در ترقّی است وبه اين نيروها نيازمند است.


 
بنابراین روش زندگی بهائیان مستلزم رشد و نمو معنوی است. نماز و مناجات روزانه روح را از قیود این جهان محدود آزاد می سازد و درهای جدیدی را به روی ما می گشاید. همکاری در برنامه‌های مفید با مردمی که با یکدیگر از همه حیث تفاوت دارند تعصّبات دیرینه را نابود می سازد. الكل و مواد مخدر که عقل را زائل می سازد جز در موارد لازم برای دارو و درمان حرام است و نیز از غیبت و افترا که اعتماد بین مردمان را سست می کند و روح اتّحاد را که سبب ترقّی انسان است از میان می برد باید احتراز جست.

 

راهی برای زندگی


 
 
  جامعه بهائی از پیشینه های قومی و فرهنگی مختلف تشكیل شده است.

 

حضرت باب 
 
در ۲۳ ماه می  ۱۸۴۴ ميلادي در ایران در شهر شیراز جوانی که خود را باب نامي. اعلان کرد که پیامبر الهی که همه جهان در انتظارش هستند، به زودی ظاهر خواهد شد. لقب باب از این جهت است که اگر چه حضرت باب خود مظهر مستقلّ الهی بود اعلان فرمودند که مقصد اصلیش آنست که مردم را برای ظهور کلّی الهی بعد از خود آماده نمایند. 


حضرت باب پس از این اعلان بزودی دچار مخالفت های روحانیون اسلامی گردید. دستگیر شد و به زندان افتاد و بالاخره کمتر از شش سال بعد در ۹ جولای ۱۸۵۰ ميلادي در میدان عمومی شهر تبریز شهید شد و بیش از ۲۰ هزار نفر از پیروانش نیز طی کشتارهای متعدد در سراسر ایران به شهادت رسیدند و حال بنای باشكوهی با گنبد زرین در کوه کرمل مشرف بر خلیج حیفا و محاط به گلزارهای زیبا بنام مقام اعلی ساخته شده است که جسد مطّهر حضرت باب را در آغوش گرفته است.

 

آرامگاه حضرت باب ( مقام اعلی)


 
 
 

   آرامگاه حضرت باب ( مقام اعلی)

            
  حضرت بهاءالله

 

حضرت بهاءالله در سال 1817 ميلادي در طهران متولد شدند. از اوان طفولیت آثار عظمت در آن حضرت ظاهر بود. ایشان در منزل آموزش مختصری دیدند، اما احتیاج نداشتند که در مدرسه ای وارد شوند زیرا از طرف خداوند دارای علم لدنی بودند. حضرت بهاءالله از خانواده ای اصیل و شریف بودند و در جوانی مشاغل عالیه ی در دربار شاه به حضرتشان پیشنهاد شد، لیکن نپذیرفتند. ایشان مایل بودند که بیشتر اوقاتشان را صرف کمک به ستمدیدگان، بیماران و مستمندان نمایند، و از حق و عدالت دفاع کنند و چون حضرت بهاءالله حمایت خویش را از آئین حضرت باب اعلان فرمودند طولی نکشید که تمام مناصب و امتیازاتش را از دست داد و در طوفانـی که پـس از شهادت حضـرت باب در ایران برخاست از همه ثروت و مال دنیـا محروم و خود نیز دچار شكنجه و آزار و گرفتـار زندان شد. سپس چند بار ایشان را تبعید نمودند. اولین تبعیدشان به بغداد بود. در سال ۱۸۶۳ ميلادي در همان شهر حضرت بـهاءالله مقام خويش را اعلان نموده و خود را موعود کل امم معرفی فرمودند. از بغداد حضرت بـهاءالله را به استانبول و از آنجا به ادرنه و بالاخره به عکّا تبعید نمودند. عکّا در اراضی مقدسه بود و حضرت بـهاءالله بعنوان یک زندانی در سال ۱۸۶۸ ميلادي به آن شهر تبعيد گر ديدند. از ادرنه و سپس از عکّا حضرت بـهاءالله نامه‌های متعددی خطاب به ملوك و سلاطین زمان خویش صادر فرمودند. این الواح در تاریخ ادیان بی نظیر و از اسناد بسیار مهم و پر عظمتی است که در آنها حضرت بـهاءالله اعـلان فرمودند که تمدنی جهانی در حال بوجود امدن است و زمانش فرارسیده که اهل عالم بسرا پرده وحدت و یگانگی درآیند و به شاهان و امپراطورها و روسای جمهور در قرن نوزدهم نصیحت کردند که از اختـﻻفات  خویش دست بردارند و تسلیحات خویش را به حداقل رسانند و در عوض کوشش و امکانات خویش را صرف ایجاد صلح عمومی نمایند. درگذشت حضرت بـهاءالله در بـهجی در شمال عکّا واقع شد و مزارشان در همان جا استقرار یافت و تعالیمشان کم کم از مرز خاورمیانه بیرون رفت و در نقاط دیگر منتشر شد.

 

نمایی از آرامگاه حضرت بهاءالله

 
 
  نمایی از آرامگاه حضرت بهاءالله

 

حضرت عبدالبهاء


حضرت بهاءالله برای حفظ امر خود از تفرقه آن را ازقوایی بی نظیر بهره مند کردند که آن قوهء عهد و ميثاق است. قبل از صعود حضرت بهاءالله، ایشان به صراحت مرقوم فرمودند پس از من توجه به حضرت عبدالبهاء كنيد.  حضرت عبدالبهاء  فرزند أرشدشان بودند و تنها مفسّر آيات ومركز عهد و ميثاق الهى منصوب شدند. حضرت بهاءالله شخصا آن حضرت را پرورش فرمودند، ايشان از كودكي به مقام پدر بزرگوارشان پى بردند، و شريك رنجهاى پدر بزرگوارشان بودند. حضرت عبدالبهاء گرانبهاترين هديه حضرت بهاءالله  بعالم بشرى و نمونه اعلاى تعاليم بهائي مي باشند.
حيات ان حضرت مملو از مصائب و بلايا بود اما باعث سرور همه نفوسى بودند كه به حضورشان مشرف مي شدند. بعد از انكه پدر بزرگوارشان به عالم بقا شتافتند، مسئوليت جامعهء بهائى بر روى دوش ايشان قرار گرفت، و ايشان شبانه روز به انتشار أمر أعظم در شرق و غرب عالم مشغول شدند. هزاران ألواح به أفراد و گروههاى مختلفه در نقاط مختلفه عالم مرقوم فرمودند و تعاليم مباركه پدر بزرگوارشان را روشن و واضح نمودند. تفسير و ترجمه هاى ايشان هم اكنون از اساسي ترين آثار أمر بهائي است.
با تمرکزدر مقام حضرت عبدالبهاء بعنوان مركز عهد و ميثاق حضرت بهاءالله، بهائيان عالم متحدانه در سعى و كوششند تا حيات بهائى داشته باشندو مدنيت جهانى نوينى بسازند.
 

حضرت عبدالبهاء


 
  حضرت عبدالبهاء

 

  ولایت امر

 

  حضرت عبدالبهاء در وصیت‌نامه ی خویش موسوم به الواح وصایا نوه ی ارشد خود، شوقی افندی ربانی را ولی امر و مبین تعالیم بهائی تعیین فرمودند. حضرت شوقی افندی در مقام ولی امر بهائی در سال ۱۹۵۷ميلادي عالم خاک را وداع گفتند. ایشان در طی سی و شش سال بسیاری از آثار حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء را به انگلیسی ترجمه و تشریح  نموده، تأسیس مؤسسات محلّی و ملّی بهائی را تشویق فرموده و انتشار افکار بهائی را در تمام نقاط عالم تحت نقشه‌هایی منظم و مستمر رهبری کردند.
 
حضرت ولی امر الله یادگار جاودانه خود را با ایجاد تزئینات باشكوهی جهت استقرار مرکز جهانی بهائی در ارض اقدس تأسیس فرمودند. بنای مقام  مطهر حضرت باب و ساختمان آرشیو بین‌المللی بهائی، و همچنین طراحی و تنظیم و ترتیب باغهای زیبای قصر بهجی و دامنه کوه کرمل از خلاقیت بی نظیر آن حضرت است.
 

حضرت شوقی افندی ربانی


 
 
حضرت شوقی افندی ربانی

 

  بیت العدل اعظم
 

بیت العدل اعظم که حضرت بـهاءالله آنرا بعنوان قوه تشریعیه امر بـهائی معین فرمودند در سال ۱۹۶۳ ميلادي تشکیل شد. این هیأت مرکّب از نه نفر است که هر پنج سال یک‌بار از طرف جمیع اعضاء محافل ملّی بـهائیان جهان انتخاب می شود.
بیت العدل اعظم به اداره ی امور روحانی و اداری جامعه بین‌المللی بـهائی می پردازد و نیز بعنوان امناء اماکن مقدسه و سایر املاک در اراضی مقدسه مأمور حفظ آنهاست.  حضرت بـهاءالله به بیت العدل اعظم اختیار داده است که در مواردی که کتب و آثار مقدسه بـهائی قانوني وضع ننموده قوانینی تشریع نماید و این هیأت است که جامعه بـهائی را در جهانی که پیوسته در تغییر است رهبری و راهنمائی می کند.
 

مقر بیت العدل اعظم

 

  مقر بیت العدل اعظم

 

اعضای بیت العدل اعظم


  اعضای بیت العدل اعظم   


مشرق الاذکارهای بهائی


عبادتگاهها یا مشرق الاذکارهای بهائی به روی همه مردم باز است و همه ی افراد از دین ها و اعتقادات مختلف می توانند در آنها به عبادت خداوند بپردازند. هرچند از نظر هندسی هر یک از بناها با یکدیگر مختلف هستند ولی از لحاظ معماری  اصولي کلی در آنها مراعات شده است- همه دارای ۹ طرف و یک تالار مرکزی گنبد مانند هستند- که همزمان از وحدت ذاتی نوع بشر و تنوع و گوناگونی آن حکایت می کند. برنامه های عبادتی ساده و متشکل از دعا و مناجات و تلاوت منتخباتی از آثار بهائی و کتب مقدسه ادیان مختلف چون تورات و انجیل و قرآن و ... است.
همانطور که حضرت بهاءالله مطرح نموده‌اند، مشرق الاذکار یک مرکز و کانون روحانی برای موسسات وابسته مختلفی است که بمنظور خدمات علمی، بشردوستانه، آموزشی و اداری در اطراف آن بنا می شوند.

مشرق الاذکار های بهائی در سراسر جهان

 

  مشرق الاذکار شیلی

 


  مشرق الاذکار شیلی 

 

 

مشرق الاذکار فرانکورت

 

 مشرق الاذکار فرانکورت       

 

 

  مشرق الاذکار سیدنی

 

  مشرق الاذکار سیدنی

  

 

مشرق الاذکار اوگاندا

 

  مشرق الاذکار اوگاندا

 

 

مشرق الاذکار ویلمت

 

 

  مشرق الاذکار آمریکا

 

 

مشرق الاذکار نیلوفر آبی

 

مشرق الاذکار هندوستان

 

 

مشرق الاذکار عشق آباد

 



   مشرق الاذکار عشق آباد

 

 

مشرق الاذکار پاناما

 

 مشرق الاذکار پاناما

 

 

Active Image

 

 

مشرق الاذکار ساموآ 


رفاه اجتماعی و اقتصادی


از ممتازترین خواص جامعه بهائی از لحاظ ترقّیات اجتماعی و اقتصادی جنبه نظام مشورتی آن است. حضرت بهاءاللّه طرحی را برای تصمیم‌گیری بر اساس هم‌رأئی و توافق گروهی ابداع فرموده است و خطا نیست اگر بگوئیم هر فرد بهائی بنحوی از انحاء شاگرد مکتب مشورت است. ترقیات اجتماعی و اقتصادی در نظام بهائی اول‌بار در ایران آشکار شد که بهائیان آن کشور در اوائل قرن بیستم مدارس و درمانگاهها و سایر خدمات اجتماعی از جمله اولین مدرسه دخترانه را در کشور تأسیس کردند.
امروز برنامه‌های رفاهی مخصوصاً در آسیا و امریکای لاتین و افریقا بسیار متعدد است و شامل مدارس درمانگاهها، کلاسهای بهداشت، برنامه‌های کشاورزی، جنگل بانی، ترک اعتیاد الکلی و خوابگاههای کودکان است و رادیوهای بهائی با برنامه‌های خدمات اجتماعی خویش نه‌تنها از لحاظ عملی به برنامه‌های مذکور کمک می کنند بلکه فرهنگ بومیان را نیز حرمت و ترویج می نمایند. برنامه‌های رفاهی بهائی را محافل روحانی محلّی پیشنهاد می کنند و از این راه برنامه‌های مذکور بر اساس شرکت عامه مردم در هر محل طرح می شود و از این راه می توان سرّ موفّقیت این برنامه‌ها را که بر پای خود ایستاده‌اند. دریافت.

 

 

یک مدرسه بهائی در پاناما

 

یک مدرسه بهائی در پاناما

 

 

  دانش آموزان مدرسه بهائی ربانی 

  یک پروژه درخت کاری توسط دانش آموزان مدرسه بهائی ربانی در نزدیکی شهر گوالیور، هندوستان

 



بهائیان و سازمان ملل متحد

  از تعالیم بهائی یکی اینست که دین حقیقی باید سبب ترویج اتّحاد و اتّفاق باشد و اتّحاد شرط ضروري حصول صلح جهانی است. حضرت بهاءاللّه می فرمایند «اصلاح و راحت حاصل نشود مگر به اتّحاد و اتّفاق.» ازجمله موازینی که جامعه بهائی برای حصول اتّحاد عالم پیشنهاد می کند اینست که یک زبان بین‌المللی بوجود آید،  اقتصاد جهانی تعدیل و هماهنگ گردد، تعلیم و تربیت اجباری متداول شود، معیاری برای حقوق بشر معین گردد و سازمان مرکّب جهانی ارتباط و مخابرات بکار افتد. 

  چون بهائیان معتقدند که سازمان ملل متّحد بمنزله کوشش بزرگی در راه اتّحاد جهان محسوب می شود آن را به هر نحو که بتوانند حمایت می نمایند. از این روی "جامعه بین‌المللی بهائی" با مقام مشاور در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متّحد Ecosoc و در سازمان صندوق کودکان ملل متّحد Unicef عضویت دارد. دفتر جامعه بین‌المللی بهائی در نیویورک و در ژنو تأسیس گشته و بهائیان از بسیاری از نقاط جهان مرتّباً در کنفرانسها، کنگره‌ها و سمینارهای مربوط به حیات اجتماعی و اقتصادی کره زمین شرکت می کنند. چون بهائیان مردم دیگر را در بعضی از کشورها در پنجه ظلم گرفتار دیده اند توجهشان به تعالیم حضرت بهاءاللّه مربوط به حقوق بشر بیشتر جلب شده است. از این جهت جامعه بین‌المللی بهائی در کنفرانسهای شور سازمانهای ملل متّحد درباره حقوق اقلّیت،  مقام زن، تحریم جنایت، جلوگیری از مواد مخدره، رفاه کودک و خانواده، نهضتهای ضد تسلیحات با حدت و حرارتی تمام مشارکت می جویند.

 

 نماینده جامعه ی بهائی در سازمان ملل

  نماینده جامعه ی بهائی در سازمان ملل

 


جامعه جهانی بهائی


جامعه بهائی عالم مرکب از تقریباً 7 میلیون نفرند که در ۱۸۹ کشور مستقّل و ۴۶ ناحیه تابعه زیست می کنند و کثرت تنوعش شامل مردمی در سراسر کره زمین از نژادها و مذاهب و فرهنگهای مختلف از جمله ۲۱۰۰ عدد از قبائل و عشائر عالم است.
در امر بهائی فرد روحانی وجود ندارد زیرا بشر به مرحله‌ای از بلوغ وارد شده است که هر کس می تواند خود در آثار الهی تفکر نماید و از راه دعا و مناجات و مشورت با دیگران تصمیم بگیرد. برای آنکه اکثر مردم از ظهور حضرت بهاءاللّه منتفع شوند آثار بهائی به ۸۰۰ زبان مختلف ترجمه شده است.
در آئین بهائی، انتخاب دین آزاد می باشد و عقیده بر آن است که همه ی مردم در انتخاب دین خود مختارند و افراد باید پس از مطالعه ی کتب و آثار الهی ادیان دیگر و پس از تحری حقیقت، دین خود را انتخاب نمایند. حضرت بهاءالله به بهائیان عالم می آموزد که تعالیم آن حضرت امروزه به مثابه دارویی است برای دردهای امروزه ی عالم انسانی. ایشان می فرمایند:
 
" رگ جهان در دست پزشک دانا است ، درد را می بيند و بدانائی درمان ميکند . هر روز را رازی است و هر سر را آوازی . درد امروز را درمانی و فردا را درمان ديگر. امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد . ديده ميشود گيتی را دردهای بيکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته . مردمانيکه از باده خود بينی سر مست شده اند پزشک دانا را از او باز داشته اند . اينست که خود و همه مردمان را گرفتار نموده اند . نه درد ميدانند نه درمان ميشناسند . راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند. "
 

 

https://www.aeenebahai.org

 

 

 دریافت فایل PDF مقاله

 

آخرين به روز رساني 04 شهريور 1387 ساعت 20:06
تعداد بازديد : 4825
   
نظرات بازديد کنندگان در اين باره :
RSS feed comment
نمايش 20 نظر از 64 نظر موجود
نظربهاییت درامرازدواج
ایایکمسلمان میتواند بابهایی ازدواج کند.لطفاراهنمایی کامل
نويسنده : فرزین در 03 شهريور 1387 ساعت 21:40
پاسخ
فرزین عزیز 
در اعتقاد بهائی پیوند عشق و ازدواج با پیروان هر آئینی مجاز است  
مسلمانان در بین ادیان ، بیشترین مشترکات را با بهائیان دارند و هیچ منعی از لحاظ دینی برای ازدواج با ایشان موجود نیست  
ولی یک اصل در دیانت بهائی باید مورد توجه قرار گیرد و آن رضایت قلبی والدین هردو طرف است و چنانچه این رضایت حاصل نگردد عقد بهائی جاری نخواهد شد 
امیدوارم که در همه شؤن زندگی من جمله ازدواج قرین لطف و تایید الهی باشید
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 08 شهريور 1387 ساعت 00:20
بي ديني بهتر از بد ديني است
حتما یه سر به این سایت بزنید-وهابیت و اسلام- http://www.vahhabi.com/ 
 
خاطرات مستر همفر هم بد نيست
نويسنده : جوان بي دين در 03 شهريور 1387 ساعت 06:39
چند سوال
با سلام 
سابت پر بيننده اي داريد و فكر ميكنم دليل آن جوابهايي است كه ميدهيد(درست يا غلط فرقي نميكند مهم اين است كه جواب ميدهيد) 
بنظر من جدل كردن و يك طرفه به قاضي رفتن كار درستي نيست و ايكاش موقعيتي پيش مي آمد كه علماي اسلام و علماي بهايي در يك مناظره رسمي و علني شركت ميكردند 
حالا كه اين قبيل مناظرات مقدور نيست اجبارا چند تا سوال دارم كه از شما ميپرسم 
1- احكام شرعي آئين بهايي چيست؟ آيا سايتي وجود دارد؟ 
2- در محله ما پيرمردي بهايي بود كه از آموزش و پرورش اخراج شده بودند و بنا به اتفاقي رابطه ي دوستانه اي بين ما برقرار شده بود اما ايشان هيچگاه از عقايد خود حرفي نميزد و هر وقت سوالي ميپرسيدم طفره ميرفت و اين برايم جاي تعجب داشت شما اين علامت تعجب را برطرف نمائيد 
3- آيا در آئين بهايي ربا خواري (نزول)اشكالي ندارد؟ 
اگر به اين سوالات من پاسخ داديد سوالات ديگري را مطرح ميكنم  
خداوند همه را به راه حق هدايت فرمايد
نويسنده : آرش در 30 مرداد 1387 ساعت 16:26
پاسخ به آرش
آرش عزیز  
از اینکه از بازدیدکنندگان سایت ما هستید خرسندیم و امیدواریم که بتوانیم به شما در جستجوی حقیقت کمک کنیم  
در دیانت بهائی بهره عادلانه برای پول پذیرفته شده است و بلامانع است  
اصول اعتقادی و تعالیم بهائی و احکام بهائی را در بخشهائی تحت همین عناوین در سایت ما خواهید یافت (سمت راست در صفحه اصلی) اگر پس از مطالعه مطالب این قسمتها سوالی داشتید در خدمت شما هستیم 
 
موفق باشید
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 01 شهريور 1387 ساعت 21:50
؟؟؟؟؟
با درود فراوان 
بقول انیشتین علیه السلام تنها دوراه برای زیستن در زندگی خود داری ،اول اینکه هیچ معجزه ای را باور نکنی، ودیگر اینکه همه چیز را معجزه بدانی.  
راستش رو بخاهید هیچ حرف غیر منطقی تو جوابتان ندیدم به امید روزی که مردم از خرافات و دروغ دوری کنند. 
فقط یه سوال دوست دارم نظرتون رو در ارتباط با بهشت و جهنم بدونم آیا بهشت و جهنم یک مکان فیزیکی است و آیا شما هم اعتقادی به نهر و درخت و خانمهای زیبا و ... دارید. 
مي توان حقيقتي را دوست نداشت ، اما نمي توان منكر آن شد . (روسو (ص) )
نويسنده : آهنگر در 23 مرداد 1387 ساعت 08:13
پاسخ
دوست گرامی 
در اعتقاد بهائی حیات انسان پس از مرگ کیفیتی متفاوت دارد و دیگر دارای جسمی نخواهد بود تا لذایذ و یا عذاب جسمانی برایش معنی داشته باشد و آنچه که در آثار کتب مقدسه قبل در بیان بهشت و جهنم آمده ذکر صورتهائی نمادین از آن چیزی است که ما به ازای مادی ندارد و برای مخاطبی که تنها عالم محسوس برایش قابل درک است بیان شده  
در آثار بهائی آمده که بهشت ثمثیلی از قربیت و رضایت الهی است و جهنم بُعد از حق و عدم رضایت او . عالم خاکی ما در قیاس با عالم ملکوت ، وضعیتی مشابه عالم رحم و این عالم را دارد . اگر ما در عالم رحم آن کمالاتی را که لازمه زندگی در این عالم است بدست نیاوریم مثلا چشم یا گوش نداشته باشیم از درک بسیاری از زیبائیهای این عالم محروم خواهیم بود و توان کسب بسیاری از کمالات وابسته به آن عضو از ما سلب خواهد شد به همین ترتیب اگر ما در روحمان کمالات شایسته زندگی عالم بعد را پرورش ندهیم در زندگی آن جهان عذاب خواهیم کشید ، نه بواسطه آنکه کسی ما را رنج میدهد بلکه از بابت نقصی که در وجود خود داریم و امکان رشد و تعالی را از ما میگیرد 
خداوند جز محبت و عشق چیزی برای بندگان خویش نمیخواهد ، این ما هستیم که با روی گردانیدن از خورشید عشق الهی خود را در ظلمت و سردی زندانی میکنیم و با یأس از رحمت رحمن بر در های پشت سرمان قفلهای مکرر میزنیم وجهنم را در تاریکی اندیشه مان می آفرینیم 
با امید تابیدن روشنائی یزدان بر قلوب عالمیان 
ارادتمند 
سردبیر
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 01 شهريور 1387 ساعت 22:18
shahin
سلام 
می خواستم بدونم که چرا بهائیهارو به دانشگاه راه نمیدن؟ 
متشکرم.
نويسنده : arash در 22 مرداد 1387 ساعت 06:54
پاسخ
آرش عزیز 
خوب است این سوال را از مسولین گرامی آموزش عالی و مقامات جمهوری اسلامی بفرمائید 
ولی آنچه که ما درک میکنیم این است که حکوت اسلامی میخواهد از همه اهرمها برای وارد آوردن فشار بر جامعه بهائی استفاده کند و از رشد و ترقی جوانان بهائی و نام آور شدن آنها در جامعه جلوگیری نماید 
در پناه حق باشید
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 01 شهريور 1387 ساعت 22:21
بخوان
خیلی کوتاه عرض می کنم خودتان را گول نزنید و کمی در تاریخ بی طرفانه دنبال اعتقاداتتان بگردید یا اصلا ای اعتقاداتتان را عاقلانه بررسی کنید و کتاب های به قول خودتان منحرف را هم بخوانید همانطور که ما در جست و جوی حقیقت همه ی نظرات را بررسی می کنیم و حتی نظرات مخالفین را هم بررسی می کنیم از شما هم خواهش می کنم با زندگی اخروی خودتان بازی نکنید 
امیدوارم کورکورانه ننگرید.
نويسنده : محمد در 18 مرداد 1387 ساعت 00:25
پاسخ به محمد
محمد عزیز 
از اینکه با ما مکاتبه نمودید و از نصایح و هشدارهایتان ممنونیم 
دغدغه حقیقت جوئی در دل همه انسانهای فرهیخته وجود دارد و ما یقین داریم که به وعده الهی آنان که با قلبی پاک و نیتی خالص حق را بجویند به وعده " لنهدینهم سبلنا " مفتخر خواهند گردید و" قاعدین" را از این فضل بهره ای نیست 
الحمد لله که شما جوینده حقیقتید و به "نتبع ما القینا علیه آباءنا " دچار نشده اید  
فقط کمی در داوری عجله فرموده اید و بدون " یستمعون القول" اتباع ظن خود نموده اید 
امیدوارم که با در میان گذاشتن دانسته هایمان بتوانیم بیکدیگردر" یتبعون احسنه " کمک کنیم  
نور هدایت الهی فرا راهتان باد
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 01 شهريور 1387 ساعت 22:56
......
hi  
ey dost dar rozeye galb joz gole eshg makar va az zeyle bolbole hob va shog dast madar mosahebate abar ra ganimat dan va az morafegate ashrar dasto del har do bardar 
be nazare man hadaf az omadane har dini ,ensan bodan va mesle ensan zendegi kardane ,vali motaasefane adama be khosos iraniha mese inke vasilaro bishtar az hadaf dos daran .motaasefane maha fagat mo mibinim na picheshe mo ,makhsosan dakhele iran. 
dar zemn nazaretono mikhastam darmorede yek chiz: be nazarre man shayad salhaye dor dine jadidi zohor kone va bazi chizharo ke alane dar dianate bahai mojod hast ro kenaye bedone be khatere godrate fekrie mardome hala hamontor ke eslam 1400 sale pish khyli chizaro sar poshide va be sorate hokm gofte chon vazeh bayan mikard mardom dark nemikardand,  
 
dar zeyle sayeye altafe hag shademan bashid bedrod.
نويسنده : aria در 21 تير 1387 ساعت 10:09
it is very important
خواهشمندم به سوال من در صورت امکان به ایمیلم پاسخ دهید :  
1- در تمام ادیان مبارزه با ظلم و ستم در راه خدا حتی تا سرحد مرگ و شهادت از بالاترین نیکی هاست ، سکوت در برابر ظلمی که می بینی همپایه ظالم بودن است اگر ظلمی را دیدی نباید سکوت کنی بهائیت چه می گوید ؟ 
2- فرد غیر بهائی که به این آئین مشرف می شود چه شرایطی را باید لحاظ کند و چه آئین و مراسمی دارد؟ 
با تشکر 
تیرداد
نويسنده : tirdad در 01 تير 1387 ساعت 20:16
پاسخ به تیرداد عزیز
تیرداد عزیز 
مبارزه با ظلم و جهل و همه پلیدیهائی که عالم بشری به آن مبتلاست هدف اصلی همه پیامبران است ولی نحوه انجام این مبارزه در هر آئینی بنوعی صورت میگیرد 
در دیانت بهائی هیچگونه جنگی که با انگیزه دفاع از دین و یا ترویج آن صورت پذیرد مشروع نیست . و فرموده اند که اگر دین سبب اختلاف گردد بی دینی بهتر از آن است 
ولی این بدان معنا نیست که در مقابل ظلم سکوت مینمائیم بلکه بالعکس تلاش میکنیم که با روشهائی معقول ، هوشمندانه و انسانی بنیاد آنرا که اغلب جهل و خود خواهی است از میان برداریم 
برای بهائی شدن انجام مراسم خاصی ضرورت ندارد . در کشورهائی که جامعه بهائی دارای رسمیت است و یا حد اقل محفل روحانی ملی دارد این امر با ثبت نام افراد در دفاتر جامعه یا به اصطلاح تسجیل انجام میشود ولی در ایران بخاطر شرایط خاص و مشکلاتی که ممکن است از سوی حکومت برای مومنین جدید بوجود آید فعلا ثبت نام رسمی بعمل نمی آید 
ولی بهائی شدن و ثبت نام کردن لزوما یکی نیستند و میتوان بدون ثبت نام هم قلبا بهائی بود و فرائض این آئین را بجا آورد و با دیگر مومنین محشور گردید 
با آرزوی سلامتی و شاد کامی 
موید باشید
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 06 تير 1387 ساعت 20:26
حضرت باب
در مورد این ادعا که حضرت باب ابتدا خود را باب امام زمان و بعد خود امام زمان و .. معرفی کرد. 
حضرت ابراهیم به شهادت آیات 76 – 78 سوره انعام ابتدا ستاره را پروردگار خویش خواند ( رءا کوکبا قال هذا ربی) و سپس ماه را (رءا القمر بازغا قال هذا ربی) و بالاخره خورشید را خدای خویش خواند ( رءا الشمس بازغة قال هذا ربی). در کتاب تاریخ انبیا تالیف سید المحدثین سید محمد مهدی موسوی در صفحه 107 در توضیح این مطلب آمده است: " بدان که حضرت ابراهیم علیهالسلام (اول) کوکب را و قمر را و آفتاب را خدا گفتن و بعد از آنها بیزار شدن به جهت اثبات نمودن است بر خصم مذهب ایشان را به طریق واضح که مجال انکار نباشد خصم را. ( دوم) این که در اثبات مطلب به خصم، طریق آسان آن است که خود از طریقی که بیگانه ننماید و بلکه خود را با خصم هم مذهب نماید تا سخن او به گوش او راه یافته باشد چنان که شمعون الصفا در هدایت قوم انطاکیه نمود ...". و در ص 298 از همان مأخذ در باب شمعون الصفا آمده است که: " با ملک به بتخانه آمدی و خدای را سجده کردی و مردم پنداشتند که او پرستش بت می کند. ملک بر او اعتماد کرد" و بدین طریق ملک را هدایت کرد، چنانچه آیه 14 سوره یس اشاره به این مطلب است ( فقالوا انا الیکم مرسلون).  
بنابراین این مسئله چیز جدیدی در تاریخ ادیان نیست. 
با این تفاسیر، جناب اشراق خاوری در ص 476 کتاب اقداح الفلاح میفرمایند: " حضرت اعلی هیچوقت مقام خود را انکار نفرمود و در همه احوال مقامات عالیه الهیه را که بحضرتش عنایت شده بود آشکارا بیان فرمودند منتهی در هر مقام مراعات حکمت الهیه را میفرمود تا مردم از سخنی که به درک آن نمیرسند مظطرب نشوند و حقیقت را بقدر فهم و استعداد خود درک کنند. در احسن القصص صریحا مدعی نزول وحی و آیات جدیده شده اند و در تفسیر کوثر و توقیع محمد شاه و ... همه جا خود را من عند الله معرفی فرموده اند...".
نويسنده : عرفان در 24 خرداد 1387 ساعت 22:55
سوال
شما می گید دین باید هر روز آپ دیت بشه...پس چرا توی بیت العدلتون همه ی 9 نفر مردند؟...پس چی شد مساوات حقوق زن و مرد؟...چرا ارث زن و مرد برابر نیست؟...این چه دین آپ دیت شده ایه که میگه مس اگه یبوست نزنه به طلا تبدیل میشه؟...یا میگه از برخورد ابر و باران رعد و برق به وجود میاد؟...یا اصلا چرا مصرف دارو رو حرام دونسته پیامبرتون؟...مگه شما 24 تا امام ندارید؟...پس چرا تا الان 3 تاش بیشتر نیومده؟بقیه منجی هستند یا از دینشون منصرف شدند؟...نگید اینا بافته دشمنانه که خودتونم خوب میدونید توی کتاب های اصلیتون این ها هست ولی مصلحت نمی دونید به پیروان دینتون نشون بدید؟...راستی چرا کتاب صحیفه ی عدلیه یا تفسیر سوره کوثر رو توی کتابخونتون نذاشتید؟...این کتاب که از پیامبر خودتونه؟...مگه آدم کتاب پیامبرش رو سانسور می کنه؟...
نويسنده : حسین در 24 خرداد 1387 ساعت 18:56
پاسخ به حسین
حسین عزیز 
دین الهی بنا بر اراده خداوند در زمانهائی که بشریت نیازمند تجدید حیات روحانی است ظاهر میشود و همراه با خود تعالیم و احکامی نو می آورد که درمان دردهای جامعه و هدایت گر قلوب انسانها بسوی خداوند است 
یکی از دردهای مبتلا به جوامع انسانی تضییع گسترده حقوق زنان بوده و هست و در آئین الهی با برداشتن تبعیضهای ظالمانه سعی در جبران نابرابریها گردیده ولی در بعضی مواضع تفاوتهائی وجود دارد که ناظر بر حکمتهای بالغه الهی است . هیچگاه دیانت بهائی مدعی برابری مطلق و افراطی زنان و مردان نبوده است مثلا در تعلیم و تربیت، زنان بر مردان مقدمند و اگر والدین تنها قادر به پرداخت هزینه تحصیل یکی از فرزندان باشند فرزند دختر اولویت دارد و در ازدواج، مردان موظفند هدیه ای آئینی به صورت مهریه به همسرشان بدهند و در هنگام طلاق مردان بمدت یکسال موظف به پرداخت هزینه زندگی همسر مطلقه هستند . گرچه سهم الارث فرزندان دختر و پسر کاملا برابر است سهم الارث مادر و پدر از فرزندشان اندکی متفاوت است ، زنان از مسؤلیتی سنگین و تمام وقت (عضویت در بیت العدل اعظم) که ممکن است به وظایف تربیتی ایشان در خانواده لطمه بزند معاف گردیده اند. البته این معافیت از سوی معاندین دین الهی که غالبا خود معتقد به باورهای زن ستیزانه ومتعصبانه هستند به محرومیت و تضییع حقوق تعبیر گردیده که با توجه به اعتقادات تبعیض آمیز و متحجرانۀ خود شان تعجب برانگیز است 
شبهات دیگری که از آثار الهی مطرح فرمودید گزینشهای مغرضانه ای است که ردیه نویسان بی انصاف مطرح نموده اند . قبل از اینکه پاسخی به این موارد داده شود عرض میگردد که چنانچه جویای حقیقتید راه بررسی اعتقادات دیگر پیشداوری و ردیه خوانی نیست بلکه بایست با اصل متون مورد اعتقاد پیروان هر آئین مواجه شوید و پس از مطالعه خود به قضاوت بنشینید 
آیا به گمان شما اگر کسی بخواهد با اسلام آشنا شود ، از خواندن ردیه هائی که سخیف ترین نسبتها را به حضرت محمد و دیگر بزرگان دین میدهند ، حقیقت اسلام را خواهد شناخت؟ آیا گمان میکنید که این ردیه نویسان اعتقادات بهائی را از معتقدین به این دین بهتر میشناسند؟ 
در خصوص تبدیل مس به طلا که در ایقان مبارک به آن اشاره گردیده بکارگیری تمثیل با استفاده از مقبولات شخص مخاطب بوده و قصد بیان یک مطلب علمی درمیان نبوده کما اینکه در ادامه میفرمایند بعضی خود نحاس (مس) را ذهب میدانند که به واسطه غلبه یبوست مریض شده . در این بیان حضرت بهاءالله تقلیب روح انسان و جایگزینی فضایل روحانی در آن را که بواسطه ایمان به حق صورت میگیرد با تبدیل مس به طلا بوسیله اکسیر مقایسه میکنند. گرچه وجود اکسیر مورد قبول دانشمندان امروز نیست ( همانگونه که حضرت بهاءالله نیز در آثار دیگری به آن اشاره نموده اند) ولی استفاده از سمبلی بنام اکسیر هنوز هم در آثار ادبی ما مرسوم است و ایراد وارد کردن به استفاده از چنین نمادی برای تشریح یک حقیقت روحانی ناشی از تنگ نظری و یا نادانی منتقدین است 
در خصوص برخورد ابر و باران نمیدانم منظورتان چه مطلبی است ، لطفا با ذکر دقیق مأخذ بنده را راهنمائی فرمائید تا پاسخ مقتضی تقدیم گردد 
از ممنوعیت استفاده از دواهای تلخ و نامطبوع از سوی حضرت باب سؤال نمودید 
جهت اطلاعتان عرض میگردد که شارع دیانت بهائی حضرت بهاءالله هستند و شریعت حضرت باب تنها در مدت کوتاهی ( نوزده سال) به جهت از هم پاشیدن اعتقادات خرافی پیشین و ایجاد آمادگی برای ظهور موعود کل ادیان ، جاری بود و به همین دلیل برخی احکام سخت و سنگین در آن خواهید یافت ولی این احکام با ظهور حضرت بهاءالله مدت اجرایش به پایان رسید و همانگونه که حضرت باب فرموده بودند آن بخش از احکام ایشان که به تأیید حضرت بهاءلله رسیده مورد توجه مومنین است . اما علت صدور این حکم همانگونه که در کتاب بیان ذکر گردیده پرهیز از وارد آوردن آزار به من یظهره الله (موعود ) است زیرا در آن زمان خوراندن گیاهان تلخ و بد طعمی همچون انغوزه بعنوان دوا به بیماران معمول بود و حضرت باب اینکار را منع کردند مبادا که این تلخی به کام موعود وارد آید و نیز احکامی چون ممنوعیت استعمال سیر و پیاز و اغذیه بدبو به این توجیه که مبادا بوی بد آن موجب آزار " من یظهره الله " گردد وضع شده 
مجموعا اگر ناظر به کوتاهی مدت زمان اجرا و رسالتی که حضرت باب به عهده داشتند باشید این احکام به نظرتان عجیب نخواهد آمد 
در خصوص اعتقاد به امام، ما حتی یکی هم نداریم نمیدانم که 24 امام را از کجا آوردید و سه امامی که ذکر کردید کیانند . تنها چیز مشابهی که در آثار حضرت عبدالبها با اشاره به عدد 24 ذکر گردیده، 24 پیر است که هیچ توضیحی هم در مورد آن داده نشده و به هریک از بزرگانی که نقش برجسته ای در پیشبرد آئین الهی داشته باشند ممکن است اطلاق گردد و اسمی از امام در هیچ یک آثار بهائی وجود ندارد  
دو مطلبی که اشاره کردید یکی در کتاب مستطاب ایقان و دیگری در کتاب مفاوضات است که ازجمله مشهور ترین و در دسترس ترین آثار بهائی هستند و در سایت ما هم قابل دریافتند و از هیچکس مخفی نگاه داشته نشده اند و این القاء شبهات دشمنان است که میفرمائید مصلحت نمیدانیم آنرا به پیروان نشان دهیم 
نکته دیگر اینکه بعضی الواح الهی که نامشان در برخی آثار ذکر گردیده ، بواسطه حملات و قتل و غارتهای دورانهای پیشین از بین رفته اند و اصل آنها در دست نیست و این طنزی تلخ است که اعقاب غارتگران پس از تاراج و هدم آنها میگویند چون آنها را منتشر نمیکنید حتما سانسورشان کرده اید  
در هر صورت امیدوارم آنقدر انگیزه کشف حقیقت در شما قوی باشد که به اصل آثار و کتب بهائی رجوع نمائید و داستان وقایع تاریخ را از زبان کسانی که آنرا رقم زده اند بخوانید و فارغ از پیشداوری و تعصب و القائات دیگران، قضاوت را به قلب خود بسپارید 
موفق باشید
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 26 خرداد 1387 ساعت 09:24
مطالبی در باب ادعای الوهیت
مولوی در مثنوی میفرماید: 
حق تعالی چونکه ناید در عیان نایب حقند این پیغمبران 
چونکه شد از پیش دیده روی یار نایبی باید ازومان یادگار 
نی غلط گفتم که نایب یا منوب گر دو پنداری قبیح آید نه خوب 
نی دو باشد تا توئی صورت پرست پیش او یک گشت کز صورت برست  
در ص 22 -23 رسائل قربی از حضرت رسول اکرم (ص) آمده است:  
انا عرب بلا عین ( من عرب بدون عین هستم – یعنی رب ) 
انا احمد بلا میم ( من احمد بدون میم هستم) 
من رانی فقد رأی الحق (کسی که مرا ببیند خدا را دیده است) 
انا و علی ابوا هذه الامه من عرفنا فقد عرف الله ( من و علی پدر این امت هستیم هر که ما را شناخت بدرستی که خدا را شناخته است) 
 
حضرت موسی به نص صریح قرآن تجلی الهی را در نار سدره سینا دید " ... یا موسی انی انا الله رب العالمین" (قصص، آیه 28 – 30). عارف بزرگ اسلامی، شیخ محمود شبستری، با اشاره به این آیه در رابطه با انالحق گفتن منصور حلاج می فرماید: 
روا باشد انالحق از درختی چرا نبود روا از نیکبختی 
پیامبران الهی وجودشان محل نزول وحی الهی است و واسطه حق و خلقند، تجلی صفات و کمالات الهی در عالم خلقند. با توجه به این تجلی خاص است که در آثار اسلامی احادیثی از حضرت محمد (ص) نقل شده است که در صفحه 183 سفینة النجات آمده است: " لی مع الله وقت لا یسعنی فیه ملک مقرب و لا نبی مرسل" ( مرا با خدا وقتی است که در آن وقت نه ملکی می گنجد و نه پیامبری ). پس " به ظهور و صفات و اسمای ایشان ظهور الله و اسم الله و صفة الله در ارض ظاهر میشود (کتاب ایقان)". 
همچنین در احادیث اسلامی از حضرت رسول اکرم (ص) مذکور است: لی مع الله حالات، انا هو و هو انا الا انا انا و هو هو. 
بنابراین، غفلت از جنبه استعاری و تشبیهی این بیانات و توهم وحدت پیامبران با ذات الهی کفر محض میباشد و این مطلب به وضوح تمام در آثار دیانت بهائی تصریح شده است و به فرموده حضرت ولی امرالله در کتاب دور بهائی "... بر طبق معتقدات اهل بهاء هیکل عنصری که جلوه گاه چنین ظهور مهیمنی است کاملا از کینونت آن روح الارواح و جوهر الجواهر متمایز است و آن خدای غیبی که وجود او ثابت و الوهیت مظاهر مقدسه اش مورد ستایش اهل ارض است هرگز حقیقت نامتناهی محیطه ازلیه لایدرک خود را در قالب فانی عنصری محدود و تجسم ندهد و فی الحقیقه خدائی که ذات خویش را در هیکل بشری مجسم سازد بر وفق تعالیم حضرت بهاءالله فی الحین نسبت خدائی از او منقطع میگردد". حضرت بهاءالله در جواهر الاسرار میفرمایند: " فاعلم بان الله تبارک و تعالی لن یظهر بکینونته و لا بذاتیته. لم یزل کان مکنونا فی قدم ذاته و مخزونا فی سرمدیة کینونته" (بدان که خدای تبارک و تعالی هرگز به کینونت و ذاتیت خود ظهور نخواهد یافت و از آغازی که برای آن آغازی نیست در قدم ذات خود و سرمدیت کینونت خود پوشیده و پنهان بوده است).
نويسنده : عرفان در 24 خرداد 1387 ساعت 06:01
نظر خود را بگوييد
ادعاي الوهيت 
ميرزا حسينعلي بهأالله پس از ادعاي پيامبري مدعي «الوهيت» مي شود و خود را خداوند و خالق جهان مي شمارد. ادعاي «الوهيت» ميرزا حسينعلي نور كجوري (بهأالله) بيشتر به يك شوخي مي ماند و عده اي تصور مي كنند كه اين امر ساخته و پرداخته مخالفان بهائيت بوده است. اما نگاهي از سر تأمل بر نوشته هاي ميرزا حسينعلي نوري (بهأالله) اين شائبه را به يقين تبديل مي كند. براي اثبات ادعاي الوهيت بهأالله به چند نمونه از نوشته هاي اونگاه مي كنيم. بهأالله هنگامي كه در زندان عكا گرفتار بود، چنين نگاشت:  
«اسمع ما يوحي من شطر البلأ علي بقعه المحنه و الابتلأ من سدره القضأ انه لا اله الا انا المسجون الفريد». (41) 
(بشنو آنچه را كه وحي مي شود از مصدر بلا بر زمين غم و اندوه از سدره قضا بر ما به اينكه نيست خدايي جز من زنداني يكتا».  
در قسمتي ديگر از كتاب مبين مي گويد:  
«كذلك امر ربك اذكان مسجوناً في اءخرب البلاد». (42) 
(اينگونه امر كرد پروردگارت، زماني كه بود زنداني در خراب ترين شهرها».  
و نيز مي گويد:  
«تفكر في الدنيا و شأن اهلها ان الذي خلق العالم لنفسه قد حبس في اءخرب الديار بما اكتسبت ايدي الظالمين». (43) 
(درباره دنيا و حالات مردم آن بينديش. زيرا آنكه جهان را براي خود خلق كرد، در خراب ترين مكان ها به دست ستمكاران زنداني است).  
و در جاي ديگري از كتاب مبين آورده است:  
«ان الذي خلق العالم لنفسه منعوه اءن ينظر الي اءحد من احبائه»(44) 
(آن كسي كه جهان را براي خودش خلق كرد، او را منع مي كنند كه حتي به يكي از دوستانش نظر افكند).
نويسنده : شاهين در 18 خرداد 1387 ساعت 18:58
پاسخ به شاهین
شاهین عزیز 
متأسفانه مخالفین دیانت بهائی با سوء استفاده از عدم آگاهی مردم نسبت به سوابق این مطلب در عرفان اسلامی و ادیان گذشته سعی در وارونه جلوه دادن حقیقت مینمایند و ادعا میکنند که بهائیان پیامبرشان را خدا میدانند حال آنکه با مروری سطحی بر آیات نماز یومیه ای که بهائیان میخوانند خواهید دید نه تنها چنین نیست بلکه بهائیان خداوند را در چنان علو تقدیسی ستایش مینمایند که حتی اذکار مقربین را لایق صعود به آسمان قربیت او نمیدانند و طیور قلبهای مخلصین را قابل وصول به آستانه درگاهش نمیشمارند و ذات خداوند را از انتساب هر اسم و صفتی مبرا میدانند 
"سبحانک من ان تصعد الی سماء قربک اذکار المقربین او ان تصل ای فناء بابک طیور افئدة المخلصین ، اشهد انک کنت مقدسا عن الصفات و منزها عن الاسماء" صلات کبیر آیات سجده 
اما آنان که بدنبال القاء شبهه و توهمند از بیانات الهی تعابیری ساده اندیشانه و واژگونه ارائه میدهند تا به خیال خود مردمان را از شناخت حقیقت باز دارند. اگر بخواهیم به شیوه ایشان کلمات را تعبیر نمائیم باید آنجا که در قرآن آمده " مارمیت اذ رمیت ولکن الله رمی" سوره انفال آیه 17 بگوئیم پیامبر اسلام خود را خدا خوانده چون فرموده خدا سنگ را پرتاب کرد و یا آنجا که فرمودند " ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم" سوره فتح آیه 10 بگوئیم پیامبر به بیعت کنندگان گفت با خدا بیعت کرده اند و دست خود را بالای دست همه قرار داد و گفت این دست خداست پس او خود را خدا خوانده. یا اینکه از آیه ای که خطاب الهی به موسی را در کوه طور بیان میدارد " ان یا موسی انی انا الله رب العالمین" سوره قصص آیه 30 یعنی ای موسی من خدا پروردگار عالم هستم اینطور برداشت نمائیم که خدا بصورت درخت یا شعله در آمده و سخن گفته، که به این تعبیر ظهور او در قلب اشرف مخلوقاتش نباید جای تعجب داشته باشد 
از این قبیل اظهارات در کتب مقدسه قبل و در روایات نیز بسیار میتوان یافت. عرفاء بسیاری نیز بانگ انا الحق سرداده اند و برخی همچون حلاج سر خویش را بابت افشای این راز بر دار نمودند " گفتم آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد" آنان که با متون عرفانی آشنائی دارند میدانند که بالاترین مرتبۀ سلوک فناء فی الله است و در این جایگاه ذکر " تو" بر معشوق کفر محسوب میگردد چه که به معنای قائل شدن وجود برای خود است و این در مقابل عظمت وجود معبود خطاست ." خود ثنا گفتن ز ما ترک ثناست کاین دلیل هستی و هستی خطاست" و در وصف همین رتبه است که آمده " حسنات الابرار سیئات المقربین" یعنی آنچه برای خوبان نیکی محسوب میگردد برای مقربین کفر است 
از طرفی گاه خداوند رنجها و حالات مقربین خویش را به خود نسبت میدهد همانند لقب ثار الله که بر امام حسین اطلاق میگردد و خداوند خونی که از گلوی او جاری گردید خون خود میخواند. به همین سیاق اگر در بیانی که از حضرت بهاءالله نقل فرمودید دقت فرمائید خواهید دید که سخن از وحی الهی است " استمع مایوحی" یعنی بشنو آنچه وحی گردید و در این وحی خداوند به بنده مقربش میگوید اینکه تو را زندانی کرده اند و در رنج و سختی گرفتار ساخته اند مانند آنست که مرا زندانی کرده اند و خداوند در این بیان صفت تنهائی و مسجونیت فرستاده اش را به خود نسبت داده.  
در باره کلمه رب شاید توضیح این نکته ضروری باشد که این لغت علاوه بر معنای پروردگار به معنای مربی هم هست و از آن حیث که انبیاء و اولیاء الهی بزرگترین مربیان بشریتند اطلاق نام رب بر ایشان نیز میگردد کما اینکه از امام حسین در تفسیر آیه " و اشرقت الارض بنور ربها" نقل گردیده که فرموده اند " رب الارض امام الارض" یعنی امام رب زمین است بحار الانوار ج7 ص 326 بنا براین اگر در بیانی که ذکر فرمودید مفهوم مربی و پیشوا را قرار دهید با تضادی روبرو نخواهید شد 
اما نکته دیگری که در اصول اعتقادات بهائی وجود دارد و تعارضات عقلی و فلسفی باورهای سنتی به خداوند را رفع میسازد اعتقاد به عوالم سه گانه (حق ، امر، خلق ) است عالم حق مربوط به خدا است که مبرا از همه اسمها و صفات است و راهی برای شناخت او وجود ندارد و عرفا در وصف آن گفته اند "السبیل مسدود والطلب مردود" . عالم امر عالمی است که در اصطلاح گذشتگان " مشیت اولیه" ،" اول صادر از حق" ، " عقل اول" و ... خوانده میشد و عالمی است که روح مشترک انبیاء الهی از آن نشأت میگیرد و واسط بین عالم حق و عالم خلق است . بدون تصور چنین واسطی عقلا نمیتوان هیچگونه نسبتی بین عالم حق که وحدت محض و قدیم و بسیط است با عالم خلق که کثرت محض و حادث و مرکب است برقرار ساخت و اگر چنین فرض کنیم واجب الوجود را در گیر زمان و مکان و کثرت و نقص نموده ایم که دیگر واجب الوجود نخواهد بود. به همین دلیل باید بپذیریم که مخلوق احد، جز واحد نیست که کامل و قدیم است. همان موجودی که آنرا اول صادر از حق خوانده اند. خلقت عالم خلق بواسطه این عالم صورت میگیرد همانگونه که در حدیث قدسی خداوند پیامبر را خطاب میکند و میگوید " لولاک لما خلقت الافلاک" یعنی اگر تو نبودی افلاک را خلق نمیکردم حال آنکه اگر ناظر به وجود ظاهری پیامبر باشیم میلیاردها سال بعد از خلق افلاک خلق گردیده و این عبارت مصداق نخواهد داشت . بنابراین خالق افلاک همان عالمی است که ارواح انبیاء از آن صادر میگردد و مفهوم خالقیتی هم که در آثار حضرت بهاءالله مشاهده میکنید بواسطه همین معناست  
گرچه سعی شد مطالب بصورت مختصر و ساده بیان گردد ولی اذعان میفرمائید که فهم آن برای همگان راحت نیست و بهمین سبب معاندین با برگزیدن عباراتی که خلاف تصورات عوام است سعی مینمایند اذهان ایشان را نسبت به اعتقادات بهائی منحرف و مشوش سازند 
امیدوارم که توانسته باشم تاحدی به رفع ابهام شما کمک نمایم 
شاد و سربلند باشید
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 20 خرداد 1387 ساعت 09:04
دیده بصیرت
اینکه باورهای دیگران رو باور کنیم سخته خصوصا اگر مخالف عقاید 1400 ساله ی خودمون باشه ولی اجازه نداریم به دیگران توهین کنیم... اگه به پیامبران اعتقادی نداریم معنیش این نیست که اجازه داریم توهین کنیم... من از شهاب جون واقعا ممنونم که اینقدر محبت داره و با چشمی باز و بدون تعصب حقیقت رو دنبال میکنه ممنون که مهربونی.. خوبی از خودته ...
نويسنده : نیلوفر در 18 خرداد 1387 ساعت 17:22
متاسفم
متاسفم در روزگاری که کم کم مردم دارن میفهمن که تمام دینها به نوعی کلاه برداری پیامبران از مردم بوده شما چسبیدید به یکی که از همه جدیدتره و به دلیل اینکه دانش کتابت هم بوده وبعدا هم نمیتونسته بزنه زیرش هیچ معجزه ای رو نتونسته بیاره.  
اما با ذکر اینکه اینها ایرانی بودند نمی توانید از حس وطن دوستی ما سواستفاده کنید.خب آغا محمد شاه قاجار با آنهمه جنایتکاریش هم ایرانی بود. 
من کپی متن توبه نامه باب رو دیدم.در تاریخهای عهد ناصری هم ذکر شده .که در جواب هم علمای شیعه جواب دادن:"شما در مجلس همایونی مطالبی گفتید که شما را در زمره ارتداد قرار میدهد.اگر تاکنون کاری با شما نداشتیم شبهه خبط دماغ(=دیوانگی)است و اگر این شبهه برطرف شود احکام مرتد فطری بر شما جاری خواهد شد." 
حال شما مدام انکار حقایق کنید. 
راستی پاینده باد.
نويسنده : یک ایرانی در 30 ارديبهشت 1387 ساعت 01:29
پاسخ به یک هم وطن
دوست ایرانی من  
اگر شما اعتقادی به نیازمندی بشر به هدایت الهی ندارید و تعیین ارزشهای اخلاقی و ملاک درست و نادرست را تنها براین اساس که اکثریت با آن موافقند می پذیرید البته بایستی عواقب تأسف بار ناشی از این طرز تفکر را هم که بقول شما کم کم همه دارند به آن گرایش پیدا میکنند پذیرا باشید .عواقبی مثل رواج فساد گسترده در عرصه های اجتماعی اقتصادی و سیاسی و اخلاقی ، سست شدن بنیان خانواده ها ، اعتیاد ، نفع پرستی و خودخواهی ناشی از ماده پرستی و غفلت از جنبه های روحانی حیات انسان و به پوچی گرائیدن انسانها در جوامع برخوردار و مرفه و بسیار عوارض پنهان و آشکار دیگر که در اثر فراموش کردن علت و هدف از زندگی در این جهان و محدود دانستن حیات به همین زندگی جسمانی است 
هم وطن عزیز گرچه ایرانی بودن حضرت بهاءالله موجب افتخارایرانیان هوشمند است اما بهائیان، همه مردم جهان را به آموختن بینشهای نو فرا می خوانند و تاکیدی بر ایرانی بودن این اعتقاد ندارند  
ما نیز چون شما ملاک حقانیت یک تفکر را انجام کارهای عجیب و غریب از سوی پیام آور آن نمی دانیم برای آگاهی بیشتر از این مطلب به قسمت پرسشها و پاسخها مراجعه کنید. حتی اگر شما اصل پیامبری را مورد تردید قرار میدهید، شایسته نیست خیر خواهی و فداکاری و نوعدوستی شارع دیانت بهائی را انکار نمائید و ایشان را با جنایتکاران تاریخ مقایسه کنید 
اگر به قول شما توبه نامه حضرت باب صحت داشت آن ملائی که فتوای قتل میداد نمی گفت حرفهای شما در مجلس ولی عهد شما را در زمره ارتداد قرار داده ، مگر به ظن شما ایشان در آن مجلس توبه ننمودند پس چه ارتدادی و چرا فقط شبهه خبط دماغ مانع مجازات بوده . و اگر توبه نمودند چرا ایشان را به شهادت رساندند در این مورد نیز در بخش پرسشها و پاسخها مطالب بیشتری خواهید دید  
دوست عزیز ساده اندیشی است اگر گمان کنید هزاران نفر از هم وطنان نیک اندیش و آزاده شما همه هستی خود را صرفا برای اعتقادی بی خردانه (آنچنان که شما میپندارید) فدا نمودند و هنوز هم تا پای جان ایستاده اند 
حقیقت بسیار وسیع تر و عظیم تر از آن است که تنها با نگرش از یک منظر بتوانید به فهم آن امیدوار باشید 
پاینده ایران، سرزمین مردمان نیک پندار و راست کردار
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 03 خرداد 1387 ساعت 05:35
حقیقت
سلام همه سوالات و جوابها را خواندم باید بگویم 
در اعتقاد شما حقایقی غیر قابل انکاروجود دارد برایم دعا کنید
نويسنده : کمال در 29 ارديبهشت 1387 ساعت 05:41
منطقی نبودن بهائیت
سلام و وقت بخیر به همه عزیزان چند روز پیش مطالبی عنوان کردم که مدیر سایت جوابی برام میل کرد و این جواب بسیار غیر منطقی . عزیز دل شما فرمودید اجرای احکام اسلام در این زمانه غیر ممکنه میشه بفرمائید شما اصلا از اسلام چی میدونید که این طور می گوئید اسلامی که در همه موارد مسائل را پیش بینی کرده حکمش در تمامی زمانها قابل اجراست و این مدعای شما باطل . شما می گوئید ما باید تعصب را کنار بگذاریم و آنچه شما می گوئید باور کنیم من هم به شما می گویم شما بیائید به حرف تشیع گوش بدید و دست از این دین ساخته دست بشر که باعث گمراهیست بردارید و در پایان استدلالات شما برای اون دسته از افراد که به اسم مسلمان هستند و اگر ازشان بپرسید نماز صبح چند رکعته خواهند گفت 5 ممکن است جالب باشد ولی اگر به منطق و واقعیات رجوع شود پوچ و تو خالی . والسلام
نويسنده : مهدی در 29 ارديبهشت 1387 ساعت 01:09
اجرای احکام اسلام
مهدی عزیز 
از اینکه پاسخ بنده سبب رنجش شما گردیده بسیار متأسفم  
ذکر عدم تطابق بعضی احکام ادیان گذشته با شرایط انسان امروز به معنی کوچک دانستن قدر و منزلت ایشان نیست بلکه به معنی نیاز به استمرار هدایت الهی است  
تعالیم انبیا به منزله داروئی بر دردهای عالم بشریست ولی بشریت در زمانهای متفاوت به دردهای مختلفی دچار گردیده که هریک درمان خود را میطلبند و ممکن است بکارگیری آنچه روزی داروئی شفابخش بوده اکنون خود موجب بیماری گردد 
گمان بنده چنین بود که این مطلب نیازی به ذکر شواهد ندارد ولی چون آن را حمل بر تعصب بنده فرمودید شواهدی بیان میگردد. 
مهدی عزیز آیا شما از عدم تساوی فاحش حقوق زنان و مردان در قوانین شرع احساس نیاز به اصلاح آن نمی نمائید آیا راهکارهائی مانند کتک زدن زنان و حق طلاق یکسویه چند همسری ، نصف بودن ارث و شهادت و بسیار نابرابریهای دیگر را مناسب زندگی امروز میبینید  
آیا حرام بودن سود نقدینگی را در حکومت اسلامی قابل اجرا دیده اید آیا بهره ای که بانکها از مشتریان میگرند و یا سودی که میدهند شرعی است ؟ آیا توجیهاتی که از این نوع کارکرد دارند عملا چیزی غیر از کلاه شرعی است و شما در نتیجه عمل تفاوتی میبینید؟ 
آیا حرام بودن موسیقی را جز در حکومت طالبان در جای دیگر توانسته اید اجرا کنید 
آیا احکام مرتد نقض فاحش حقوق اولیه انسانی که حق انتخاب و تغییر عقیده است نمی باشد و آیا تاکنون دولتهای اسلامی توانسته اند آنرا با صراحت و جرأت بدون ترس از آبرو ریزی بین المللی بیان دارند  
آیا تا سالها علما انتقال خون را به سبب نجس بودن آن حرام نمیدانستند تا اینکه بعدها به حکم عقل این قانون شرع را نادیده گرفتند 
آیا استفاده از حمام دوش تا سالها به سبب اینکه باید از آب کر استفاده نمود خلاف شرع محسوب نمیشد و مردم را مجبور نمیکردند به حمامهای آلوده به صورت خزینه بروند ؟  
آیا استفاده از میز و صندلی و قاشق و چنگال تا همین ایام مکروه محسوب نمیشود؟ 
آیا تراشیدن ریش خلاف شرع به حساب نمی آید؟ 
آیا نجس دانستن انسانها و دوستی نکردن با غیر مسلمانان و امر ونهی کردن دیگران به معروف و منکر و دخالت در زندگی خصوصی افراد موجبات سعادت و اتحاد یک جامعه را فراهم می اورد؟ و آیا کشتن کسانی که اعتقاد به دین ندارند بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشند عملی انسانی است و موجب ارتقاء جایگاه دین در قلوب انسانها میگردد؟  
آیا احکامی چون سنگسار کردن از کوه پرت نمودن ، قطع دست و پا و شکنجه های مختلف در قالب تعزیرات شرعی موجب افزایش کرامت انسانی است؟ 
وصدها سؤال دیگر که ذکر آن موجب کسالت میگردد 
آیا اگر نیاز به اصلاح در شریعت را احساس میکنید ،خداوند مقدم بر انسانها در تدارک چنین عملی نبوده است؟ و آیا غیر از او کسی حق انجام چنین کاری دارد؟ 
امیدوارم که ذکر این موارد حمل بر نفی ارزش تعالیم اسلام نگردد زیرا این تعالیم در دوره ثمر بخشی خود توانستند جوامع پیشرو و سعادتمندی بوجود آورند ولی پس از اتمام دورۀ هر دیانتی اینگونه کاستیها کاملا طبیعی است همچنانکه مسیحیان نیز این دوره را در قرون وسطی تجربه کردند و نتیجتا دین را از حیطه تصمیم گیریهای اساسی اجتماعی خارج نمودند 
در پناه حق باشید و نور هدایت راهنمایتان باد 
مقاله ای کوتاه در معرفی مختصر دیانت بهائی خدمتتان تقدیم میگردد و منتظر نظرات شما دوست عزیز هستم
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 03 خرداد 1387 ساعت 05:26
خداوند
حضرت عبد البها در یک سالی ادعا کرده که من بابا امام زمانم و سال بعد ادعا کرد که من خود امام زمانم و سال بعد ادعای ربوبیت کرد و سال بعد ادعای الوهیت کرد چطور ما این ادعا ها را بپذیریم
نويسنده : رضا در 27 ارديبهشت 1387 ساعت 02:57
پاسخ به رضا
رضای عزیز 
امیدوارم که در جستجوی حقیقت موفق باشید 
 
بعرض میرسد که حضرت عبدالبها هیچگاه مقامی غیر از عبودیت برای خود قائل نگشته اند و این امر از نامی که برای خود اختیار نموده اند آشکار است  
ولی احتمالا شما منظورتان حضرت اعلی است که ظهورشان تحقق وعده الهی در آمدن قائم است 
حضرت اعلی در همان شب نخست اظهار امر به ملاحسین مقام خود را آشکار ساختند وباقی حروف حی نیز بدون اینکه کسی موعود را به ایشان معرفی نماید قائم را شناختند ولی اعلام این امر به عامه مردم با تدریج و حکمت صورت گرفت حضرت اعلی خود را باب نامیدند گرچه در این بیان بابِ من یظهره الله بودن مد نظرشان بود و مقام مبشر حضرت بهاءالله را برای خود عنوان کردند ولی چون مردم گمان مینمودند ظهور عظیمی که ایشان خود را باب آن میدانند قائم است و او هنوز ظاهر نشده انتظار واقع شدن امور خرافی عجیبی که در خیالات پرورده بودند نداشتند و مخالفتهایشان تقلیل می یافت . این نوع تدریج در بیان یک حقیقت را در نحوه بیان حرمت شرب مسکرات در قرآن میتوانید ببینید که ابتدا میفرمایند بدی اش از خوبی اش بیشتر اشت سپس میگویند در هنگام نماز مست نکنید و در نهایت میگویند که شراب پلید و شیطانی است و مومنین باید از آن بپرهیزند یعنی ابتدا یک آمادگی ذهنی ایجاد کردند سپس کمی محدودیت برای استفاده آن برقرار ساختند و نهایتا آنرا ممنوع کردند حال آنکه حقیقت حکم الهی از همان ابتدا مشخص بود و میتوانستند از روز اول این حکم را بیان نمایند بنابر این چون هدف اصلی هدایت مردمان است باید روشی اتخاذ میشد که قبل از شنیدن پیام الهی گریزان نشوند 
ولی در مورد ادعای ربوبیت مطلبی در آثار حضرت اعلی نیست و شاید لقب رب اعلی که به ایشان اطلاق میگردد این شبهه را برای شما ایجاد نموده باشد . رب در این عبارت به معنای مربی است چون انبیاء اعظم مربی عالم انسانیند و در روایات نیز این نوع عبارت بکار رفته، کما اینکه فرموده اند " رب الارض امام الارض" . متأسفانه بنظر می اید منبع تحقیق شما کتب ردیه است . توصیه ما این است که اعتقادات بهائیان را از منابع و آثار خودشان جویا شوید نه از نوشته های مغرضانه دشمنانشان. همانگون که اگر کسی بخواهد در مورد پیامبر اسلام تحقیق کند از خلال کتب دشمنان اسلام و ردیه ها هیچگاه به مقام ایشان پی نخواهد برد 
نور هدایت الهی روشنگر راهتان باد
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 27 ارديبهشت 1387 ساعت 08:02
....
khili blog ba mohtavaie daird.khoshhal misam be blog gorohi maham sar bezanid 
javantavanad.blogfa.com
نويسنده : roshanak در 26 ارديبهشت 1387 ساعت 17:30
چرا شما فیلتر نیستید
چرا شما فیلتر نیستید پس از خودشونید
نويسنده : ناصر معاصر در 25 ارديبهشت 1387 ساعت 16:09
فیلتر
ناصر عزیز 
آیا تنها ملاک شما برای تشخیص هویت ما فیلتر شدن است؟ 
ممکن است این کم لطفی شامل ما هم بشود ولی شما می توانید با خواندن مطالب سایت قضاوت دقیق تری بنمائید 
موفق باشید
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 27 ارديبهشت 1387 ساعت 06:54
-
واقعا اينقدر ضد و نقيض زياد خواندم و شنيدم كه به نتيجه رسيدن برايم سخت و غير قابل باور شد ولي تنها چيزي كه مي توانم بگويم اين است كه رفتارپسنديده و مودبانه و دلسوزانه همكيشان شما فقط يك جمله در ذهن من ساخت و آن اين است كه اين نوع كردار ، كردار كافران نخواهد بود .
نويسنده : شهاب در 23 ارديبهشت 1387 ساعت 19:48
پاسخ به شهاب عزیز
شهاب عزیز  
امیدوارم که قلب پاک و روح بزرگتان شمارا در یافتن حقیقت یاری نماید و به سرمنزل مقصود رهنمون شود 
لطف و تأیید الهی یاورتان باد
نويسنده : سردبیر ( مدير بخش نظرات ) در 27 ارديبهشت 1387 ساعت 07:00


نظر خود را بنويسيد
نام
ايميل
عنوان  
نظر
 
   
   

ادامه نظرات ...



mXcomment 1.0.7 © 2007-2008 - visualclinic.fr
License Creative Commons - Some rights reserved